دسته بندی : تاریخ و ادبیات
فرمت فایل : Doc ( قابلیت ویرایش و حاضر چاپ ) Word
قسمتی از محتوی متن ...
تعداد صفحات : 62 صفحه
من یکی کارگر بیل به دستم ، بر من نام سراینــــده مگذارید و حرامم مکنید بیش از 10 سنه است که یغما در نیشابور زندگی نمی کند و در هیچ جای دیگر این دنیا هم زندگی نمی کند .
امروز اگر بخواهی او را ببینی با تمام کوشش نبوغ بشری ، مفتوح هم کار به جایی نمی رسد .
یغما 16 سال است که روی در نقاب خاک کشیده حیدرش می گفتند و خشتمال بود ، فوت شد بود و آزاده .
در تمام روزهای زندگیش کار کرد و در تمام ایام حیاتش چامه غزل گفت .
او در جایی می گوید : (( من از همان روزهای کودکی که بزرگترهای صومعه در شبهای بی پایانی زمستان ، دور کرسی ، شاهنامه و امیر ارسلان می خواندند ، با لذت و ولع گوش می دادم .
شاید می دانستم که چامه غزل در خونم می جوشد )) .
از آن ایام تا دوم اسفند 1366 هجری شمسی ، حتی یک بار ، نام قدر ، کشمکش و خشم را نبرد و حتی یک عقیده ، چشم از تهیدستی- نداری برنداشت .
آخرین شب عمرش را زیر یک سقف چوبی و در میان دیوارهای گلی که با خشتهای خودش نظم گرفته بود خوابید و چنان آرامشی در تو داشت ، که خوابش الی ابد خواهد پایید .
در جای دیگری می گوید : (( نام شناسنامه من ((یغما)) است .
اما مردم هنوز این را باورداشت نکرده اند .
گمان می کنند تخلص من است .
مردم در بسیاری از موارد دودلی می کنند ، ملت اند دیگر ! )) تحقیقاً هیچ آدمی از دیدنش ، جسارتش ، محبتش و خشتش پی به شعرش نمی بردد ، ولی از شعرش کل اینها بر می آید .
دسته بندی : تاریخ و ادبیات
فرمت فایل : Doc ( قابلیت ویرایش و حاضر چاپ ) Word
قسمتی از محتوی متن ...
تعداد صفحات : 16 صفحه
چهره زن در شاهنامه.
آمیزه ی مهر و خرد و وفاداری.
در شاهنامه ی فردوسی نزدیک به ۲۰ زن نقش آفرینی می کنند که البته بیش تر آن ها در دوری پهلوانی می زیند.
به واقعیت می تاب گفت که در هیچ کتاب دیگری در ادب کهن فارسی لغایت بدین پایه زنان خردمند و ستوده وجود ندارند.
و هیچ سخن گویی این گونه زنان را نستوده است.
(در نوشتهارهای پسین از بعضی از این زنان کلام خواهم گفت.
) نسوان شاهنامه بسیار برتر از زنان دیگر چکامه (منظومه)های دانش فارسی اند.
کافی است شیرین را در خمسه ی نظامی و شاهنامه با هم بسنجید.
شیرین نظامی زنی است عاشق پیشه که جز عشق هیچ از او نمی دانیم اما شیرین در شاهنامه زنی است عاقل و دلاور که زندگی می کرده است و در زندگی عاشق هم شده است.
این شیرین بسیار باورپذیرتر از شیرین نظامی است (هرچند نظامی سخن عاشقانه را به اوج خود رسانده باشد).
برخی خرمگسان (خرمگس جانوری است با چشم های بزرگ ولی فقط چیزهای پلشت را می بیند) به استناد یکی، دو بیت برافزوده (الحاقی) هم چون «زن و اژدها هر دو.
دسته بندی : تاریخ و ادبیات
فرمت فایل : Doc ( قابلیت ویرایش و حاضر چاپ ) Word
قسمتی از محتوی متن ...
تعداد صفحات : 4 صفحه
کلیله و دمنه.
َلیله و دِمنه کتابیاست از اصل هندی که در دوران ساسانی به فارسی میانه ترجمه شد.
کلیله و دمنه کتابی پندآمیز است که در آن حکایتهای متنوع (بیشتر از زبان حیوانات) نقل شدهاست.
نام آن از نام دو شغال با نامهای کلیله و دمنه گرفته شدهاست.
بخش بزرگواری از کتاب وابستگی به سرگذشت این دو شغال دارد.
اصل و تاریخچهٔ کتاب.
کلیله و دمنه به راستی تألیفیاست مبتنی بر چند پرتو هندی که مهمترین آنها پنجه تنتره (به سانسکریت पञ्चतन्त्र)به معنی پنج فصل و به زبان سانسکریت است.
در روایات سنتی برزویه «مهتر اطبّای پارس» در زمان خسرو انوشیروان را مؤلف این نشان میدانند.
نام پهلوی اثر کلیلگ و دمنگ بود.
متأسفانه صورت پهلوی این نشانه به دست ما نرسیدهاست.
اما ترجمهای متعلق به به زبان سریانی امروز در دست است.
این ترجمه نزدیکترین برگردان از لحاظ زمانی به تألیف برزویهاست.
دسته بندی : تاریخ و ادبیات
فرمت فایل : Doc ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ ) Word
قسمتی از محتوی متن ...
تعداد صفحات : 16 صفحه
گزیده هایی از عبرت نامه فرید الدین عطار نیشابوری نگاهی به زندگی عطار نیشابوری و نشانه ها او: محمد ملقب به مزیر الدین و نامی به عطار نیشابوری و شاعر و مؤلف سرشناس ایرانی سده ششم و هفتم قمری است.
تاریخ زایش وی به حقیقت معلوم نیست اما بر پای بست، شواهد حدود آن را می نا به سال 540 قمری دانست.
در ( کدکن) از توابع نیشابور زاده شده است.
پدرش پیشه عطاری داشت و عطار هم پیشه والد را گزینش نمود وبه عطاری شهره شد مادرش زنی با کمال بود که در منش و رشد معنوی وی اثری بسزا داشت.
او در وصف مادر خود گفته است: مرا گر بود انسی در زمانه به مادر بود و او رفت ز میانه فقدان او زن که مرد معنوی بود سحرگاهان دعای او نیرومند بود عطار تحصیلات خود را در نیشابور فرا گرفت و با پشتکار و با ذوق ذاتی علوم زمانش را فرا گرفت و آثار گوناگون او مصداق این مطلب می باشد یادگارها متنوع او مصداق این مطلب می باشد که وی در علوم و فنون ادبی ، کلام، نجوم، تفسیر آیات و احادیث و سایر علوم دین شناسی و نیز در علم گیاه شناسی و پزشکی آموزگار بود.
عبدالرحمن جامی در باره میل وی به تصوف آورده است.
که معاش در دکان عطاری مشغول معامله بود درویشی به آنجا قبض و چند بار از عطار تقاضای کمک نمود.
وی بهدرویش پروا نکرد.
درویش گفت که ای خواجه درون چگونه خواهی مرد؟
عطار گفت: چنان که تو خواهی مرد.
درویش کاسه ای چوبین زیر سر نهاد و گفت: ا.
دسته بندی : تاریخ و ادبیات
فرمت فایل : Doc ( قابلیت ویرایش و حاضر چاپ ) Word
قسمتی از محتوی متن ...
تعداد صفحات : 22 صفحه
مقدمه .
گویشی که در حال حاضر کلیمیان ایران به آن گفتگو میکنند از جملۀ گویشهای ایرانی است که جزو دستۀ گویشهای مرکزی ایران به احصاییه میرود.
این لهجه امروزه در شهرهای اصفهان، همدان، کاشان، یزد، بروجرد و چند شهر دیگر ایران و نیز در نقاطی در بیرون از ایران، چون قفقاز، سمرقند و بخارا رایج است.
گفته شده است که لهجه کنونی کلیمیان اصفهان، لهجه پیشین مردم اصفهان بوده که کلیمیان آن را بین خود حفظ کردهاند.
[1] اگر این عقیده را بپذیریم میتوان آن را نیز در باره سایر انواع گویش کلیمی در ایران و یا بیرون از ایران تعمیم عدل و چنین نتیجه گرفت که کلیمیان ایران در هر نقطه که ساکن شدهاند حافظ زبان سابق آن منطقه گردیدهاند.
راجع به ورود کلیمیان به ایران و تاریخ آن نظریات مختلفی وجود دارد که از عهدۀ این نوشتار بیرون است[2].
تنها بیان این نکته بایسته به نظر میرسد که طبق سرشماری سنه 1350، جمعیت کلیمیان اسپهان در حدود 2300 نفر بوده است.
[3].
(آمار جمعیت آنها در سالهای بازپسین به دست نیامد).
واژه در گویش کلیمیان اسپاهان از نظر ساخت اشتقاقی[4] (و نه تصریقی[5]) به سه گونه بخش میگردد: ساده[6]، مشتق[7] و مرکب[8].
واژۀ "ساده" فقط از یک واژک آزاد[9] ساخته شده است، همانند tou (تاب)[10] ،teu (تب).
واژۀ "مشتق" علاوه بر یک یا چند واژک آزاد حائز یک یا چند وند اشتقاقی[11] است، همانند pil-ak (پولک)، gand-a (گندیده).