بررسی فقهی و حقوقی آثار مالی انحلال نکاح
مقدمه
نقش و اهمیت خانواده در ساختار اجتماعی به اندازهای است که هیچ سامانه حقوقی نتوانسته است نسبت به آن بیتفاوت باقی بماند. جایگاه ویژه خانواده وتأ ثیر آن بر سلامت یا فساد، پیشرفت یا عقبافتادگی جامعه یک حقیقت بی چون وچراست و بر این بنیاد حقوق خانواده گرد از مهمترین بخشهای سامانه حقوقی هر مملکت است که قانونگذاران همواره با نگاه ویژهای به آن نگریستهاندو همگی با برپایی قیود وشرایط، سعی در حفظ قداست وکیان این نهاد مقدس دارند. گر چه گذرگاه کارهای مختلفی را پیش گرفته اند. قانونگذار ایران رابطهی زن وشوهر را از گستره حاکمیت آهنگ خارج ونظم آن را خویش بر عهده گرفته است. چرا که این آثار، اندک به طرفین ازدواج نبوده و سلامت جامعه به استواری و دوام خانواده به عنوان هستهی مرکزی گردآوری ودوام وسعادتمندی آن وابسته است.
قانون عمدتاً زمانی به شغل میآید که کسان در رفع اختلافات و مشکلات، لاغر یا نا موفق بوده و به مراجع قضایی جهت تعیین حقوق خویش پناه ببرند. وقوع عقد نکاح با کلیهی شرایط قانونی و شرعی، باعث ایجاد رابطهی زوجیت بین طرفین و برقراری حق وتکلیف میشود. اگر چه در درجهی اول، یک پیمان داد غیر مالی است ولی مسائلی هم چون اداره خانواده وتأمین هزینه ها، اسباب و اثاث منزل، شروط ضمن عقد زناشویی و...سبب ایجاد رابطهی مالی بین زن وشوهر میشود. البته گفتگو از حق وتکلیف و انجام و یا عدم انجام آن فقط بعد از انحلال نکاح به میانی میآید و قطعاً پای بندی هر یک از زوجین به اصول و مبانی اخلاقی در درازا حیات مشترک مایه برپایی آرامش وخوشبختی خانواده میباشد. فلذا تصمیم به استفاده از اختیارات قانونی، نشانهی ضعف خانواده و ایجاد رخنه در همبستگی خانواده است.
انحلال زناشویی به معنی انقطاع و از بین رفتن رابطهی ازدواج است، که در حقوق ایران میتواند علل مختلفی داشته باشد. مادهی 1120قانون مدنی در این خصوص ذکر میدارد: «عقد نکاح به فسخ یا به فوت یا به بذل مدت در عقد منقطع منحل میشود.» جستار فوت نیز سببی برای انحلال میباشد که به دلیل بداهت فرمایش در ماده ذکر نشده است. علاوه بر این امور، نکاح در نشانه لعان و کافر شدن شوهر زن مسلمان یا اسلام آوردن زن کافر نیز منحل میشود ولی به دلیل عدم کثرت ابتلاء به آن و همچنین گستردگی جستار از عنوان آن خود داری خواهد شد.
انحلال نکاح، به هر علّتی از علل فوق که صورت پذیرد آثاری را به به اتفاق دارد که برخی مالی وبرخی غیر مالی میباشد. آن چه در این پایان نامه باره بحث قرار گرفته است، آثار مالی انحلال نکاح میباشد که در قالب: تنصیف دارایی شوهر، دستمزد المثل، نحله، نفقه، جهیزیه، مهریه و مرده ریگ بررسی شده است.
1-بیان مسأله
نکاح عقدی است که به مایه آن زن و مردی، به هدف تشکیل خانواده و شرکت در زندگی، با هم متّحد میشوند. نکاح شدنی است در نشان عواملی مبتلا انحلال گردد. در معنای حقوقی ومصطلح درباره نکاح، انحلال عبارت است از: قطع رابطهی زوجیت در محلی که اقتضای پیوسته را داشته باشد. در ماده 1120 قانون مدنی آمده است: عقدنکاح یا به فسخ یا به طلاق یا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل میشود. فوت هم یگانه از علل انحلال نکاح میباشد که در این مونث از قانون نیامده است و احتمالاً بدیهی بودن مطلب سبب شده است که قانون گذار در این مونث قانونی از آن یاد نکرده است. هم چنین فسخ در ماده شامل انفساخ، یعنی انحلال وبر هم خوردن نکاح به یک علت قانونی بدون ارادهی زوج و زوجه نیز میشود. بعد انحلال در باب نکاح، در پنج معنا محتمل ومتصور است که عبارتند از: طلاق ،فسخ، فوت یکی زوجین، انفساخ و بذل مدت در نکاح منقطع. به دلیل عدم کثرت موارد انفساخ، در پیوستگی راجع به آن بحث نخواهد شد.
پس از انحلال نکاح، سوالات مهمّی به لحاظ فقهی و حقوقی ایجاد میگردد؛ از آنگونه این که: آیا با انحلال نکاح روابط زوجین قطع میگردد؟ در چهره تداوم، این روابط چگونه خواهند بود؟ هر یک از این عوامل انحلال چه تأ ثیری میتواند در روابط زوجین داشته باشد؟ خلأهای قانون- گذار در این مقوله چیست؟آیا تجدید نظر در برخی از قوانین مرتبط با این موضوع، ضروری است؟
در منابع فقهی و قانونی بیان شده که انحلال نکاح، آثاری را به به اتفاق دارد که بعضی از این آثار، مالی و بعضی غیر مالی میباشند. آن چه در این سرانجام نامه در صدد رسیدگی آن میباشیم، نشانه ها مالی انحلال نکاح میباشد. نشانه ها مالی انحلال نکاح عبارتند از: جهیزیه، تنصیف دارایی، پاداش المثل، نحله، نفقه، مهریه و ارث. نفقه مختص ایام زوجیت و پیش از انحلال نکاح است، اما در مواردى استثنائى، پس از انحلال نکاح نیز، زن حق اخذ نفقه را از شوهر خود دارد؛ از جمله در عده طلاق رجعی و نیز در طلاق بائن در صورتى که زن حامله باشد، در مورد بازپسین زن لغایت سررسید زایمان حق دریافت نفقه را خواهد داشت. (ماده1109 ق.م.) مهر نیز هرچند از موعد وقوع عقد بر ذمه فوت شد قرار میگیرد و زن بی درنگ حق مطالبه آن را دارد اما وصول آن معمولاً پس از فوت همسر و یا بروز دویی بین زن و شوهر یا هنگام طلاق و فسخ انجام میشود. مرده ریگ نیز تنها در صورت فوت هر یک از زوجین، به همسر دیگر تعلق میگیرد. مقررات قانون مدنى درباره ارث زوجین از یکدیگر هم چون اکثر قواعد بر مبناى نظر نامی فقهاى امامیه گردآوری شده است. زن در صورتی از دارایی شوهرارث میبرد که او فوت کرده باشد. در صورتى که نکاح بر نشانه طلاق منحل شده و فوت شوهر پس متعلق به به وقوع ادامه باشد، زن حقی از دارایی شوهر نخواهد داشت جز در دو مورد خاص که عبارتند از: مورد اول، سوژه مونث ۹۴۳ قانون مدنى است که طلاق رجعى بوده و شوهر قبل از انقضاى عده فوت کرده باشد، البته با توجه به این که مطلقه رجعیه در حکم زوجه است، این باره استثناى واقعى نخواهد بود. باره دوم، نیز سوژه ماده ۹۴۴ قانون مدنى است که مقرر میدارد «اگر شوهر در حال بیماری زن خود را طلاق دهد و در ظرف یک سنه از تاریخ طلاق به همان مرض بمیرد زوجه از او ارث میبرد اگر چه طلاق بائن باشد مشروط بر این که زن شوهر نکرده باشد.»
بنا براین، تقسیم عمدهی یادبود ها مالی انحلال نکاح، پس از انحلال برآمده از طلاق میباشد که این یادبود ها عبارتند از:
1- نفقه در عده طلاق رجعى
۲- نفقه در طلاق بائن، مشروط به این که زن حامله باشد الی موعد وضع حمل.
۳- وصول مهر، مشروط بر این که قبل از طلاق آن را وصول نکرده یا آن را نبخشیده باشد.
۴- مرده ریگ زوجین از یکدیگر، در صورتى که فوت یکی از آن ها در عده طلاق رجعى واقع شده باشد.
۵- مرده ریگ از دارایى شوهر، در فرضى که صیغهی طلاق در حالت مرض شوهر جارى شده باشد و شوهر ظرف یک سال از تاریخ طلاق، به همان مرض مرده باشد مشروط به این که زن در این مدت شوهر نکرده باشد.
6- مطابق پاراگراف (لاتین) الف از شرایط ضمن عقد مندرج در نکاح نامه های رسمی، چنان چه طلاق به تقاضا زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه، تقاضای طلاق برآمده از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء خوی ها و رفتار وی نباشد، زوج مکلف است الی نیم دارایی موجود خود را که در روزها ازدواج با وی به دست آورده یا معادل آن را بر اساس عقیده دادگاه، بلاعوض به زوجه منتقل نماید.
7-اجرت کارهایی که شرعاً بر دوش زن نبوده است و گرفتن نحله بدست زوجه در صورت دارا بودن شرایط
8- واپسداد جهیزیه نیز از آنگونه یادگارها مالی انحلال نکاح برآمده از طلاق، میباشد.
همان گونه که نکاح همیشه در پرتو عواملی مبتلا انحلال میشود، نکاح منقطع نیز ممکن است در پرتو عواملی مبتلا انحلال گردد. فلذا روابط مالی زوجین در چهره انحلال نکاح منقطع نیز قابل رسیدگی و به شرح زیر میباشد:
1- چنان چه عقد منقطع به واسطهی بذل مدت منحل شود، مطابق ماده 1097 ق.م، اگر بذل مدت، قبل از نزدیکی باشد، درگذشت باید نصف مهر را بدهد و در صورتی که بذل مدّت پس از تقرب باشد، تأ ثیری در مهریه ندارد زیرا شوهر خود منفعت را تفویت نموده است. (امامی ،1378، 128) چنانچه عقد منقطع در پرتو فوت احد از زوجین منحل شود در چگونگی مهر تغییری حاصل نخواهد شد اگر چه بی درنگ بعد از انعقاد نکاح باشد خواه قبل از نزدیکی باشد یا بعد از آن. (امامی ،1378 ،129) بعد از فسخ نکاح نیز، موضوع مهریه مطرح میباشد.
2- در عقد منقطع نفقهی زوجه بر شوهر واجب نیست، مگر این که شرط نفقه شده باشد. (ماده 1113 ق.م ) و مفهوم مخالف مونث 940 ق.م این است که در عقد منقطع توارث مطرح نمیباشد.
هدف این واپسین،انجام نامه رسیدگی فقهی و حقوقی یادگارها مالی انحلال نکاح میباشد و رسیدن به این نتیجه که با انحلال نکاح نه فقط روابط مالی زوجین تمام نمیشود، بلکه شارع مقدس در بقاء روابط مالی زوجین پس از انحلال نکاح انتفاع زوجه را در عقیده داشته است البته در این پژوهش بعضی از ابهامات وخلأهای قانونی در این زمینه نمایان شد. از آنگونه این که همان گونه که ملاحظه میشود قانون مدنى روابط مالى زن و شوهر را در سه مبحث نفقه، مهر و ارث تنظیم کرده و به مسألهی جهیزیه، شرط تنصیف دارایی، اجرت المثل و نحله، به طور ویژه نپرداخته است در حالی که توجه به این مسائل مهم از طرف قانون گذار، باره چشمداشت همگان میباشد لذا از قانون گذاران محترم چشمداشت میرود با در نظر گرفتن بایستگی ها و شرایط زمانی در این زمینه مساعدت و سعی بیشتری داشته باشند لغایت ابهامات بر طرف شده و کسان با مراجعه به مواد قانون به راحتی بتوانند دشواری ها خویش را بر طرف نمایند نه این که تصور نمایند قانون به عنوان سدی بر راز راه آنان جهت رسیدن به حقوقشان میباشد.
2-پیشینهیتحقیق
در بستگی با پیشینهی پژوهش با توجه به منابعی که مراجعه شد، انحلال نکاح و مسائل مرتبط با آن، از دسته مسائلیاست که دائم در دین شناسی وحقوق مورد توجه بوده و تحقیقات متنوعی در این مقوله اتمام شده است. از دسته کتب فقهی میتوان به مسالک الافهام (شهید ثانی، 1413) و جواهر الکلام (نجفی، 1392 ه.ق) و دین شناسی الصادق (حسینی روحانی، 1412) و...اشاره نمود. هم چنین در اکثر کتب حقوق خانواده یک دسته به انحلال نکاح و عوامل آن وابستگی داده شده و در این مورد بحث شده است. مانند کتاب رسیدگی فقهی حقوق خانواده نکاح و انحلال آن، که به دو عامل طلاق و فسخ که از عوامل انحلال میباشند پرداخته و در ضمن مطالب، یادگارها مالی ناشی از این دو عامل را نیز ذکر داشته است. (محقق داماد، 1372) در کتاب حقوق و روابط مالی زوجین، تمامی روابط مالی زوجین چه پیش از انحلال وچه بعد از آن، به طور مختصر و فقط از عقیده حقوقی بحث شده است. (موحدیان، 1384) با دقت نظر در آنها تماشا میکنیم که هرکدام به بخشی از این موضوع پرداخته و بحث کلی پیرامون این جستار ندارند و در اکثر موارد پروا و تحقیق محققان بر روی مسئلهی طلاق، از اسباب انحلال زناشویی بوده است. در این مقوله میتوان به مقالات بررسی حقوق زوجه درموارد صدور طلاق به در آهنگ زوج، نشانه ها طلاق به در خواست زوج، طلاق وچالش نیم دارایی و ...اشاره کرد. با پروا به این که کتب و مقالات موجود هر یک به بخشی از موضوع انحلال و روابط مالی زوجین بعد از آن پرداختهاند، لذا بر آن شدیم که به بررسی تأثیر تمامی عوامل انحلال نکاح بر روابط مالی زوجین پرداخته و وضعیت روابط مالی زوجین پس از انحلال نکاح را از نقطه نظر دین شناسی و حقوق ایران مورد رسیدگی پیمان دهیم و در نهایت مجموعهای جمعآوری شود که بر طرف کنندهی سوالات و شبهات مطرح شده در این مقوله باشد. امید است باره استفادهی علاقه مندان قرار گیرد.
عنوان صفحه
مقدمه. 1
1- ذکر مسئله. 2
2- سابقه تحقیق. 5
3- بایستگی و ابتکار تحقیق. 6
4- سوالات تحقیق. 7
5- فرضیات تحقیق. 7
6-هدف و استعمال های تحقیق..7
7-روش و شیوه ی سپریدن پژوهش و به دست آوردن نتیجه. 8
8-ساماندهی طرح تحقیق.8
فصل اول:کلیات... 9
بخش اول: نکاح وانواع آن. 10
مبحث اول: مفهوم نکاح. 11
مبحث دوم: انواع نکاح. 14
بخش دوم: انحلال نکاح و زمینه ها آن. 18
مبحث اول: انحلال نکاح. 18
مبحث دوم: زمینه ها انحلال نکاح دائم. 19
گفتار اول: طلاق. 20
1 - مفهوم طلاق. 20
2- گونه ها طلاق. 21
گفتاردوم: فسخ نکاح. 24
1- مفهوم فسخ نکاح. 24
2- قواعد عمومی فسخ نکاح. 25
3- عوامل فسخ نکاح. 27
گفتار سوم: انفساخ. 28
1- مفهوم انفساخ. 28
2- عوامل انفساخ. 29
الف: کفر. 29
ب: لعان. 30
گفتارچهارم: فوت.. 31
مبحث سوم: موجبات انحلال نکاح منقطع. 31
گفتاراول: انقضاء مدت.. 32
گفتار دوم: بذل مدت.. 32
گفتار سوم: فسخ نکاح. 33
گفتار چهارم: فوت.. 34
فصل دوم: آثار و احکام مالی انحلال نکاح. 36
بخش اوّل: مهریه. 37
مبحث اول: مفهوم مهریه وانواع آن. 38
گفتار اول: مفهوم وماهیت مهریه. 39
گفتار دوم: گونه ها مهریه. 41
1- مهرالمسمی.. 41
2- مهرالمثل. 42
3- مهرالمتعه. 44
مبحث دوم: اثرانحلال نکاح در مهریه. 45
گفتار اول: نشان انحلال نکاح در مهر المسمی.. 45
1- تأثیر طلاق در مهر المسمی.. 46
الف: تأثیر طلاق در مهر المسمی بعد از زناشویی.. 46
ب: تأثیر طلاق در مهر المسمی پیشاز زناشویی.. 46
یک: مهر در اثناء طلاق در ملکیت زن پیمان دارد. 47
دو: مهر در اثناء طلاق در ملکیت زن قرار ندارد. 52
2- تأثیر فسخ در مهر المسمی.. 58
الف: فسخ نکاح پیش از زناشویی.. 58
ب: فسخ نکاح پس از زناشویی.. 59
3- تاثیر فوت در مهر المسمی.. 59
گفتار دوم: نشانه انحلال نکاح در فرض عدم تعیین مهر. 60
1- مهر در انحلال نکاح مفوضه البضع. 61
الف: تأثیر طلاق در فرض عدم تعیین مهر. 61
یک: تأثیر طلاق قبل از زناشویی.. 62
دو: تأثیر طلاق پس از زناشویی.. 62
ب: تاثیر فسخ نکاح در فرض عدم تعیین مهر. 62
یک: فسخ نکاح قبل از زناشویی.. 63
دو: فسخ نکاح پس از زناشویی.. 63
ج: تأثیر فوت در فرض عدم تعیین مهر. 63
یک: قبل از زناشویی.. 63
دو: پس از زناشویی.. 64
2- مهردر انحلال نکاح مفوضه المهر. 64
الف: مهریه پس از توافق یا تعیین آن از طرف داور. 64
ب: مهریه پیش از توافق یا تعیین آن از طرف داور. 65
مبحث سوم: مهردر انحلال نکاح منقطع. 65
گفتار اول: مهر در باره انقضاء مدت.. 66
گفتار دوم: مهر در مورد بذل مدت.. 66
ا- مهر در باره بذل تمام مدت پیش از نزدیکی.. 66
2- مهر در باره بذل تمام مدت بعد از نزدیکی.. 66
گفتار سوم: مهر در مورد فسخ نکاح منقطع. 67
گفتار چهارم: مهر در مورد فوت.. 67
بخش دوم: نفقه وجهیزیه. 68
مبحث اول: نفقه. 68
گفتار اول: مفهوم و ماهیت حق زن بر نفقه. 69
1- مفهوم نفقه. 69
2- ماهیت حق زن بر نفقه. 70
گفتار دوم: نفقه پس از انحلال عقد دائم. 72
1- نفقه در عدهی طلاق رجعی.. 73
2- نفقه زمان حمل در طلاق بائن وفسخ نکاح. 74
3- نفقه زن حامله در عده مرگ شوهر. 77
گفتار سوم: نفقه درعقد منقطع. 81
1-مبنای حقوقی ومیزان نفقه در عقد منقطع. 81
2-نفقه پس از انحلال نکاح منقطع. 82
مبحث دوم: جهیزیه. 83
گفتار اول: جهیزیه و ماهیت آن. 83
گفتاردوم: جهیزیه و مسئولیت شوهر. 85
گفتار سوم: دوگانگی در ازآنش جهیزیه واثبات آن. 88
گفتار چهارم: جهیزیه پس از انحلال نکاح. 90
1- تکلیف جهیزیه بعد از فوت.. 91
2- چگونگی واپسداد جهیزیه اثناء طلاق. 91
بخش سوم: تنصیف دارایی شوهر، پاداش المثل و نحله. 97
مبحث اول: تنصیف دارایی شوهر. 97
گفتار اول: مفهوم شرط و اقسام آن. 98
1- مفهوم شرط.. 98
2- اقسام شرط.. 98
گفتار دوم: شرایط تحقق شرط انتقال لغایت نیم دارایی.. 99
گفتار سوم: استیفای شرط انتقال لغایت نیم دارایی.. 103
گفتار چهارم: نقد وبررسی شرط تنصیف... 104
مبحث دوم: دستمزد المثل. 108
گفتار اول: مفهوم اجرت المثل. 109
گفتار دوم: شرایط سزاواری اجرت المثل. 110
گفتار سوم: شرایط مطالبهی پاداش المثل. 116
گفتار چهارم: موعد تأدیهی پاداش المثل. 119
مبحث سوم: نحله. 120
گفتار اول: مفهوم نحله. 120
گفتار دوم: شرایط وملاک های استحقاق نحله. 122
1- شرایط استحقاق. 122
2- ملاک های تعیین میزان بخشش... 123
گفتار سوم: نقد وبررسی.. 124
بخش چهارم: ارث.. 125
مبحث اول: ارث پس از فوت.. 126
گفتاراول: شرایط لازم جهت توارث.. 126
1- همش بودن نکاح. 127
2- هستی زوجیت هنگام فوت همسر. 130
گفتار دوم: بهره الارث هر یک از زوجین.. 130
1- ارث شوهر از زن. 130
2- ارث زن از شوهر. 130
3- ارث زوجات متعدد. 132
4- مرده ریگ زن یا شوهر که وارث منحصر به فرد باشد. 132
گفتار سوم: اموال مورد ارث جفت وزوجه. 133
1- شرح اموال باره ارث زوجه. 133
الف: اموال منقول. 134
ب: قیمت ابنیه و اشجار. 134
2- نظرات فقهی در محرومیت یا عدم محرومیت زوجه از بعض اموال. 135
گفتارچهارم: مبنای فقهی قانون اصلاح مواد 946و948 ق.م. 136
1- آیات.. 139
2- روایات موافق مرده ریگ بردن زوجه از کلیهی ما ترک.. 140
گفتار پنجم: مرده ریگ زن وشوهر از حقوق. 142
1- حق شفعه. 142
2- حق خیار. 143
3- حق قصاص... 143
مبحث دوم: مرده ریگ بعد از طلاق. 144
گفتار اول: توارث در زمان عدهی طلاق رجعی.. 144
گفتار دوم: توارث در طلاق در حال مرض... 145
نتیجه. 147
منابع. 149
Abstract157